X
تبلیغات
رایتل

یک کارشناس ارشد علوم اقتصادی عنوان کرد:

پس از چهار ماه از شروع تنظیم سند توسعه رامسر، حتی نتوانستید یک خط وضعیت موجود رامسر را بنویسند 

 

پژواک رامسر:چندین ماه پیش بود که با محوریت تنظیم سند توسعه رامسر از برخی از افراد دعوت به همکاری شد.

هر چند استارت این کار توسط برخی از افراد منتسب به جریان های سیاسی در جلسات متعددی در تهران زده شد ولی در همان زمان اعلام کردیم که سند توسعه ای که منتصب به جریان ها و افکار یا گروه خاصی باشد نه تنها پذیرفتی نیست بلکه بعد از مدتی با تغییر دولت ها "به کاغذ پاره" تشبیه خواهد شد.

جلسات متعددی در رامسر در راستای این سند  تشکیل شد.

بسیاری از افراد و نخبگان رامسری نسبت به گلچین افراد توسط هسته مرکزی تنظیم سند اعتراضاتی کردند و اعلام داشتند فقدان حضور کارشناسان متبحر در تنظیم این سند به خوبی حس می شود.

حتی یکی از اعضای شورا کتالم و ساداتشهر در جلسه تنظیم این سند آن را دخالت در کارهای شورای شهر عنوان کرد و از عدم پشتوانه مناسب برای اجرا شدن آن خبر داد.

با این حال هنوز این جلسات برگزار می شود .

خانم الهام کریم نیا کارشناس ارشد اقتصاد و یکی از اعضای تنظیم این سند در صفحات اجتماعی نوشت:

در طی جلسات چه حضوری و چه مجازی به این نتیجه رسیدم که همگی از وضعیت موجود رامسر رنجوریم. همگی نارا حتیم، و جالب تر از آن اینکه همه، کس دیگه را مقصر میداند و وقتی کم می آورند یقیه استان و دوری از مرکز استان را می چسبند.

دنیا بفکر جهانی شدن، خودسازی، پشتکار، پیش روی با برنامه و رفتار اصولی ... خیلی از کشورها حد و مرزها را برداشتند و ما بفکر ایجاد این مرزها و حدها هستیم.

 به این فکریم که اگر در استانی جداگانه زندگی کنیم وضعیت عوض می شود.دولت مستقیما به رامسر بودجه اختصاص داده دهد تا ببیند ما چه می کنیم!!

مشکل از تخصیص بودجه است یا مشکل از خود ما...خیلی ها بمن میخندند و حتی از سر دلسوزی با من صحبت میکنند، و یا نگاه های تحقیرآمیز بمن دارند، عزیزی میفرمود بخدا دلم برای تو میسوزد . یا بعضا دم از بیکاری من میزنند.خیلی جالب تر اینکه تا قبل شروع فعالیتم تنها دغدغه شان ساختن رامسر بود.

 متوجه شده ام تاکنون بعد از 4 ماه بجز پیش نویسی که جناب آقای مهندس بهمن برزگر به کمک اساتید محترم و متخصص تهیه کردند حتی نتوانستید یک خط وضعیت موجود رامسر را به کمک اصول اقتصادی تبیین شود چه برسد به تدوین برنامه و حتی نمیدانید از کجا باید شروع کنید.

همچنین چشم اندازهای پیش نویس برای شما آرمانی اما به نظرم اکثر آنها خیلی سریع شدنی است و مسیر برایمان روشن و شفاف است و هیچ ترسی نداریم.

از اساتید محترم عذر خواهی میکنم که آنچه که شما لایق ما میدانید و توانایی رسیدن ما به آن تا ده سال آینده دارید ما آن را آرمانی و دست نیافتنی دانستیم.

آنچه شما از رامسر انتظار دارید ما خودمان را به اندازه ی آن نمیدانیم. ما باید بخاطر تعلقی که به رامسر داریم فراتر از شما فکر کنیم اما امان از محدودیت ها، امان از گوش ناشنوا...

بعضی اوقات رنج به آستانه ای می رسد که امکان تغییر در انسان ها جوانه می زند و کار کردن برایمان لذت بخش می شود. نیش و کنایه و خنده های شما برایم خنده دار است و به من انرژی می دهد شاید باور نکنید.

هر کدام محدودیت مسیر را، دیگری میدانیم در صورتی که خودمان محدودیت پیشرفتیم. چرا؟! چون خودمان این محدودیت ها را وضع کردیم و در محدوده ی خودمان شناوریم.

بعضی از مدیران رامسر برایم ستودنی هستند و بخوبی آنها را درک میکنم و میدانم از همراهان خوب مان خواهند بود.

میدانم توانایی کار کردن دارند، میدانم با ما شدن همراه می شوند. میدانم بخوبی درک می کنند. از شما می خواهم آن مرزها و رنج ها را بشکنید، نشدنی ها را شدنی کنید واقعا آسان است. مسیر شفاف است فقط مرد عمل می خواهد، انرژی می خواهد.

هیچ کس تا حالا مرا نقد نکرد فقط دلش سوخت...

خدا را شکر میکنم دلسوزی های شما هم به من انرژی می دهد. جرقه از جایی بلند می شود که رنج و دردش زیاد است و خواستار تحول و آن هم رامسر، شهری با انسان های توانا که قدر نمیدانند آنها را، آن هم به این دلیل که زیادی در وجود خود غرق اند، باور بفرمایید انسان های توانا یاد گرفتند به جای غرق شدن شنا کنند، پارو بزنن و غرق شدن شما را بر ناآگاهی شما می دانند... امید است با لبخندها، کنایه ها و... خودتان لذت مسیر را فراهم کنید...